ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸  

این من نبودم که نشست کنج دل زیبای تو

این من نبودم که دید عشق را در چشمهای تو

 

این من نبودم که پرپر کرد پر پروازتو را

این من نبودم که شکست دل ساده تو را

 

این من نبودم همپای ره بی پایان تو

این منم که هستم در وجود زیبای تو

 

عزیزم خودت را دریاب که شاید برسی به آنچه که خواستم و نشد.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۸  

خیال نکن که اگه به این کوچه  سر نمیزنم به خاطر اینکه تو از یادم رفتی

میدونی اگه به این کوچه تاریک سر نزنم به اون کوچه تاریکی که ازش گذشتی و رفتی میرم

همیشه تو و یادت و خاطراتت همراه منه

 ازاین گذشتی و تاریکش کردی،بدون من از این دنیا سفر کردی و رفتی

البته رفتنت یه حادثه بود

نگاه آخرمو منتظر گذاشتی

بی تو موندم تنها

بی تو موندم.....

فکر میکردم دیگه کسی نتونه منو به خودم برگردونه اما .......

هیچ وقت نمیذارم از یادم بری


کلمات کلیدی:
پرنده فقط یک پرنده بود
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧  

پرنده گفت : «چه بویی، چه آفتابی، آه

بهار آمده است

و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت.»

 

پرنده از لب ایوان

پرید، مثل پیامی پرید و رفت

پرنده کوچک بود

 

پرنده فکر نمی کرد

پرنده روزنامه نمی خواند

پرنده آدم ها را نمی شناخت

 

پرنده روی هوا

و بر فراز چراغ های خطر

در ارتفاع بی خبری می پرید

و لحظه های آبی را

دیوانه وار تجربه می کرد

پرنده ؛ آه فقط یک پرنده بود

 

 


کلمات کلیدی:
کلید حرفای دلم
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  

کاش میشد کلید اون حرفایی که تو دلت براشون قفل گذاشتی را برای همیشه گم میکردی....

 


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧  

 کوچه تاریکمو برای تولدت روشن کردم عزیزم ، تا بگم:

 

***تولدت مبارک***

مسافر من

 


کلمات کلیدی:
برای تو که رفتی .... ای عزیز رفته از دست....
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧  

اومد

اومد که یادآور خاطراتت باشه

اومد تا جای خالیتو بیشتر حس کنیم

 

 


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٧  

گاهی روزها و هفته ها می گذرند، بی آن که هیچ حرکت لطف آمیزی از دیگران ببینیم، انسان احساس می کند عطوفت انسانی از میان رفته است و زندگی فقط به تنازع بقا می نماید. استاد می گوید:  باید اجاق خود را بررسی کنیم. باید نور بیشتری به آن ببخشیم و بکوشیم اتاق تاریک زندگی مان را روشن کنیم. هنگامی که صدای جرقه های آتش و ترکیدن هیزم را می شنویم، و آنگاه که قصه های شعله ها را می خوانیم امید به سوی ما باز می گردد. اگر قادر به عشق ورزیدن باشیم، قادر به دوست داشته شدن نیز خواهیم بود فقط زمان مطرح است.


کلمات کلیدی:
خط خطی کردن
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸٧  

کاش آدما وقتی دارن یه جا را خط خطی می کنن، بدونن که روی چی دارن خط میندازن!!؟ممکنه دل یه نفر باشه! که اگه باشه دیگه نمیشه اون خط خطی را با هیچ پاک کن و غلط گیری پاک کرد، حتی غلط گیر سی کلاس!

البته برای اونی کی داره اون خط ها را می کشه مهم نیست که داره چی کار می کنه!چون براش مهم نیست پس خط خطی اش می کنه!اما برای صاحب دل خیلی مهمه!چون یه عمر میخواد با همین دل زندگی کنه!


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ مهر ۱۳۸٧  

بهانه های زیادی دارم برای گریه کردن! نمی دونم برای کدومش گریه کنم؟ مطمئنم که اشک هم مرا یاری نخواهد کرد!

برای رفتن هم بهانه های زیادی دارم!دوست دارم رفتنم از رفتن هایی باشه که دیگه هیچ برگشتی نداشته نباشه!

 و اینک برای ماندن هیچ بهانه ای ندارم!

ولی تو برای رفتن هیچ بهانه ای نداشتی!

کاش من جای تو بودم استاد معرفت!


کلمات کلیدی:
تو نیستی که ببینی !
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٧  

تو نیستی که ببینی

چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست

چگونه جای تو در جان زندگی سبز است

هنوز پنجره باز است

تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند

تمام گنجشکان

که درنبودن تو

مرا به باد ملامت گرفته اند

ترا به نام صدا می کنند.

" فریدون"


کلمات کلیدی: