پرنده فقط یک پرنده بود
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧  

پرنده گفت : «چه بویی، چه آفتابی، آه

بهار آمده است

و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت.»

 

پرنده از لب ایوان

پرید، مثل پیامی پرید و رفت

پرنده کوچک بود

 

پرنده فکر نمی کرد

پرنده روزنامه نمی خواند

پرنده آدم ها را نمی شناخت

 

پرنده روی هوا

و بر فراز چراغ های خطر

در ارتفاع بی خبری می پرید

و لحظه های آبی را

دیوانه وار تجربه می کرد

پرنده ؛ آه فقط یک پرنده بود

 

 


کلمات کلیدی: